السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

292

تفسير الميزان ( فارسي )

است كه مىفرمايد : * ( « كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِه فُؤادَكَ » ) * - و خدا داناتر است . بله ، در اين جا اشكالى باقى مىماند و آن اين است كه : اين قسم تعليم ، يعنى هر مساله را در موقع رسيدن به مورد حاجت درس دادن ، غرض از تعليم را تباه مىكند ، براى اينكه فاصله زمانى كه ميان دو مساله قرار مىگيرد ، باعث مىشود كه اثر مساله اول از بين برود و آن شوق و ذوقى كه شاگرد را وادار مىكرد به حفظ و ضبط آن مساله سرد شود . به خلاف اين كه مطالب متصل و پيوسته به وى القاء شود كه در اين صورت ذهن را براى فهميدن آن آماده تر مىكند مخصوصا ، ضبط كردن كه بدون اتصال مزبور ، صورت نمىگيرد . خداى تعالى از اين اشكال پاسخ داده كه : * ( « وَرَتَّلْناه تَرْتِيلًا » ) * و معنايش - بطورى كه از سياق بر مىآيد - اين است كه : ما اين تعليمات را با اينكه قسمت قسمت ، نازل كرديم در عين حال بين دو قسمت آن فاصله زيادى نگذاشتيم ، بلكه قسمتهاى گوناگون آن را پشت سر هم نازل كرديم تا روابط بين آنها باطل نگشته ، آثار اجزاى آن از هم گسسته نشود و در نتيجه غرض از تعليم آن تباه نگردد . علاوه بر اين ، در اينجا مطلب ديگرى است و آن اينكه قرآن كريم كتاب بيان و احتجاج است ، هم بر موافق احتجاج مىكند و هم بر مخالف و پاسخگوى هر مشكلى است كه برايشان پيش بيايد و يا اشكالى كه به روش تشكيك يا اعتراض بر حق و حقيقت بكنند و هر امرى كه براى آنان مشتبه شده باشد ، از قبيل معارف و حكم واقعه در ملل و اديان پيشين ، همه را برايشان بيان مىكند و حقيقت آنچه را كه علماى ايشان تحريف كرده‌اند روشن مىسازد هم چنان كه اين معنا از مقايسه و سنجش عقايد بتپرستان درباره خدا و ملائكه و قديسين از بشر ، با آنچه در قرآن در اين باره آمده و نيز مقايسه بين قرآن و كتب عهدين در اخبار و داستانهاى انبياء و همچنين معارف مربوط به مبدأ و معاد به خوبى روشن مىگردد . و اين نوع از احتجاج و بيان ، حقش ادا نمىشود مگر به تدريج و به ترتيبى كه براى مردم پيش آمده ، و تدريجا از رسول خدا ( ص ) مىپرسند و يا شبهه هايى كه براى مؤمنين پيش آمده و يا ديگران در برابر مؤمنين به تدريج القاء مىكنند و مؤمنين روز به روز از رسول خدا ( ص ) مىپرسند . آيه مورد بحث به همين معنا اشاره نموده مىفرمايد : * ( « وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً » ) * كلمه « مثل » به معناى « وصف » است و معناى آيه اين است كه : اينان هيچ وصفى خالى از حقيقت درباره تو يا غير تو نمىكنند و در اين باره از حق منحرف نمىشوند مگر آنكه ما در آن باره آنچه را كه حق است برايت مىآوريم و بهترين تفسير از آن مساله را در